روایت های تصویری عاشورا انقلاب درونی مخاطب

روایت های تصویری آنچنان انقلابی در روح آدمی پدید می آورند که گویی به راستی هم اینک در هنگام دیدن یک فیلم یا سریال مرتبط
کد خبر: ۲۱۸۲۶
با محرم صحنه های روز عاشورا در پیش چشم بیننده قرار می گیرند. تاکنون آنچه بعنوان فیلم یا سریال در سالهای گذشته یا در ایام جاری از شبکه های مختلف سیما شاهد بوده ایم و یا آنچه سابق بر این سهم سینما را در مورد محرم و اتفاقات مربوط به آن رویت کرده ایم ، همگی به حد بضاعت خود تلاش کرده اند تا انگاره های اصلی مرتبط با قیام حضرت سیدالشهدا و یا حتی المنت های فرعی اما سرنوشت ساز را توصیف نمایند. بدیهی است در مدیوم تلویزیون چون مخاطبین بیشتری وجود دارد، قصه داستانی در راستای روایت محرم باید به روانی و تاثیرگذاری اثر بیشتر توجه نشان دهد و تاکنون تجربه های موفقی نیز وجود داشته که شب دهم یکی از آنها بوده است . فیلم سینمایی روز واقعه نیز هر زمان که پخش گردیده اثرگذار بوده و این به ساختار قوی آن برمی گردد. به هر حال اشکی که بر دیدگان می نشیند بر اثر یادآوری هایی است که این تصاویر می کنند که شاید در مرتبه ذکر باشد که - بدون رتبه بندی برای آنان و چگونگی ساختارشان - باعث سبکبالی دل و روح است . همه ما از کودکی تاکنون در باب فضیلت گریه بر امام حسین (ع ) از زبان اهل منبر مطالبی شنیده ایم ؛ و خود نیز آن را تجربه کرده ایم ، زیرا هیچ فرد شیعه مسلمانی نیست که دست کم روز عاشورا اشکی از دیده نیفشانده و بر مظلومیت و معصومیت مولای شهیدش نگریسته باشد. تازگی ها زمزمه هایی در این باره شنیده می شود که امام حسین (ع ) در واقع پیروز شد و این گونه گریستن ها مناسبتی ندارد. لابد این گونه عقاید، لباسی از معقولیت و مدرن اندیشی به ما می بخشد، که ظاهرا می تواند جایگاه مناسب و سودمندی در جامعه مدرن امروز به ما ارزانی دارد. من می خواهم به عنوان یک نویسنده و اهل هنر، گریه بر امام حسین (ع ) را از دیدگاه ادب و هنر بنگرم و در حد بضاعت خویش سودمندی هایش را توصیف کنم .ععع ما وقتی به عنوان مخاطب یک اثر هنری ، به گریه می افتیم یا می خندیم و یا هر احساس و حالت دیگری از خود بروز می دهیم ، فقط یک واکنش انتزاعی نشان نداده ایم ، بلکه به ازای هر احساس ، در آن اثر هنری سهیم می شویم و حتی عقیده خود را در خصوص محتوای آن بیان می کنیم . وقتی هنگام تماشای یک فیلم سینمایی ، از مصیبت شخصیت اصلی اندوهگین می شویم یا از پیروزی هایش احساس شادی می کنیم ، در واقع خود را افشا کرده و پرده از اسرار درونی مان برمی داریم . زیرا روشن می شود که طرفدار شخصیت اصلی هستیم ، با او همدردی و همذات پنداری می کنیم ، فلسفه و منش او را در زندگی می پسندیم و اگر خود نیز در شرایط او قرار گیریم به همان شکل عمل خواهیم کرد. گریه در ایام عاشورا نیز دقیقا چنین نقشی دارد، اما به دلیل واقعی بودن و بار شدید معنوی اش ، از این هم فراتر می رود. برای افاده مقصود، چاره ای جز آن نیست که به روش مقایسه و سنجش متوسل شویم . مثلا شرکتی را در نظر بگیرید که از نظر اقتصادی بسیار موفق است و فرآورده هایش در سطح جهانی همچون زر به فروش می رود، اما آیا ما نیز در سود هنگفت این شرکت سهیم هستیم و چیزی عایدمان می شود یا خیر؛ این اصلا پرسش پیچیده ای نیست ، زیرا فقط از 2راه می توان در سود این شرکت سهیم شد. یکی این که شغلی در این شرکت به دست آوریم و حقوق ماهانه ای متناسب با شغلمان (از آبدارچی گرفته تا مدیرعامل ) دریافت کنیم و دیگر این که در بازار بورس ، سهمی از سهام شرکت مزبور را بخریم که در این صورت به اندازه سهمی که می خریم ، از سود شرکت بهره مند می شویم . در مقام مثال می توان گفت امام حسین (ع ) هم یک شرکت بزرگ به نام شرکت عاشورا دارد که بزرگترین و پرسودترین شرکت جهان است . کالای این شرکت شهادت است و سودمندی اش بر همگان آشکار، زیرا مشتریان را با مرتبه رفیع ولایت قرین می کند و نور چهارده معصوم (سلام الله علیم اجمعین ) را بر زندگی و سرنوشت دنیوی و اخروی آنها می تاباند. به این ترتیب انسانهای ناقص و گرفتار در چنبره مخوف معصیت ، می توانند از نادرترین کالای جهان ، یعنی معصومیت بهره مند شده و از این طریق ، علی قدر مراتبهم ، به حق تعالی وصل شوند. این مدرن ترین نوع معاملات تجاری در جهان متمدن امروز است و از پیچیده ترین فناوری قدسی و الهی (که پیشرفته ترین دانش بشری ، از درکش عاجز است ) تبعیت می کند؛ اما همین فناوری بشدت پیچیده قدسی که در مقابلش هیچ کاری جز حیرت از انسان ساخته نیست ، کارکردی بشدت سهل و آسان دارد و ساده لوح ترین آحاد بشری هم می توانند از آن بهره مند شوند، یعنی مصداق کامل و بارز مفهوم سهل ممتنع . این شرکت ، 72عضو دارد که همیشه برای آن کار می کنند؛ بنابراین نمی توان در این شرکت استخدام شد، زیرا شرح وظایف مشاغل در این شرکت ، از توان انسان خارج است و این 72تن ، در واقع از جانب کل بشریت ، در این شرکت مشغول کار شده اند و بار همه انسانها را به دوش می کشند. بنابراین تنها راه ممکن و در واقع ساده ترین راه ، این است که در حد وسع خود، سهام شرکت عاشورا بخریم ؛ هر چه سهم بیشتری داشته باشیم طبعا از سود بیشتری بهره خواهیم برد؛ اما این شرکت ، مانند شرکت های تجاری دنیای شناخته شده اطرافمان نیست که بتوان از طریق بازار بورس سهامش را خرید. پس باید چکار کرد؛ امروزه دانش دیجیتال در دنیای مدرن آنقدر پیشرفت کرده است که نیاز نیست ، خریدار به بازار بورس مراجعه کند. او می تواند سهام هر شرکتی را که می خواهد، از طریق رایانه شخصی اش خریداری کند؛ اما فناوری قدسی از این هم بسیار مدرن تر و پیشرفته تر است ، زیرا شخص حتی نیاز به رایانه خانگی هم ندارد، چون همه چیز به نیت و خلوت شخص ، بستگی دارد. در نتیجه انسان می تواند به اندازه نیت باطنی اش (که جز خود و خدایش ، کسی از آن مطلع نیست ) در این شرکت سهیم شود. نیت باطنی هر کسی مشخص می کند که چقدر به ولایت و خاندان عصمت و طهارت عشق می ورزد. در واقع هر کس به اندازه همین عشق ، در سوگواری ایام عاشورا سهیم می شود و به همان اندازه بر مظلومیت شاه شهیدان اشک می ریزد. به این ترتیب ، اشکی که در این بزرگترین درام بشری و ژرف ترین تراژدی تاریخ انسانی می ریزیم ، میزان سهامی را که می توانیم از این مقدس ترین شرکت عالم آفرینش بخریم ، معین و مشخص می کند. این خود ثابت می کند که ما از ولایت و شهادت چقدر سهم داریم و در مقابل این متاع ربانی و وحدانی ، چقدر می ارزیم . معامله از این سودمندتر هم می شود؛ ما بدون هیچ زحمت و تلاشی ، فقط با چند قطره اشک ناقابل ، سودی را که تنها با 30الی 40سال ریاضت می توان حاصل کرد، به دست می آوریم . البته این که آقایمان حسین (ع ) این دو قطره اشک ما را می پذیرند و سهمی در رسالت فوق بشری خویش برای ما قائل می شوند، از بزرگواری او و سعه صدر خاندان ولایت ناشی می شود، والا گریه حافظ، چه سنجد پیش استغنای عشق ؛ کاندرین وادی ، نماید هفت دریا، شبنمی گفتن ندارد که اگر از ما بپرسند در واقعه عاشورا، جانب چه کسی هستید، هر دین و مرام و مسلکی داشته باشیم ، بی درنگ جانب 72تن را می گیریم ، اما برخی از ما شیعیان ، حتی از این هم درمی گذریم و مدعی هستیم اگر در آن دوره زندگی می کردیم ، حتما خود را به کربلا می رساندیم و در کنار مولایمان آنقدر می جنگیدیم تا به فیض شهادت نائل آییم . چنین ادعایی نه تنها منعی ندارد، که ممدوح و پسندیده هم هست ؛ اما هر ادعایی باید به اثبات برسد و گواه صدق ادعای ما، همین اشکهایی است که در شهادت مظلومانه سالار شهیدان و یارانش می افشانیم و به این ترتیب پیروزی خون بر شمشیر را جشن می گیریم . جشن پیروزی شمشیر بر خون ، به علت بدیهی بودنش ، شاید با رقص و پایکوبی افاده شود، اما پیروزی خون بر شمشیر، به دلیل غیرممکن بودنش ، جز با اشک ریختن ، قابل بیان نیست . آن یکی ، آستین افشانی است و این یکی ، اشک افشانی .

تورج زاهدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها